خدايا شكرت
پیشرفت...
تنها کسی که باید سعی کنی از اون بهتر باشی
کسی که دیروز بودی
حمید هویدا
غرورم...
بگذار غرورم
در تمام کوچه پس کوچه های این شهر
هر روز بدون تو بشکند..
حمید هویدا
مرد...
مَرد بودَن به گِریه نَکَردَن نیس به گِریه نَنداختَنه...!!!
حمید هویدا
عاشق خدا...
خداوندا دانشي عطا فرما تا از كنار اين قلابها بگذرم
كه شايد دگر فرصتي براي برگشتن به پاكي دريا نباشد .
(تقدیم به عاشق خدا)

خدایا. . .
خـسـتــ ـہ امــ ...
یــ ـآ طلبــ ـم رآ بــ ـבه یــ ـآ طـلـبــ ـت رآ بـگـیــ ـر !

زادروزم...
به نام خدایی که در چنین روزی مرا آفرید
خدایی که مرا در خانواده ای قرار داد که واقعا عاشقشونم
هر چند که الان هیچکدوممون در کنار هم نیستیم و مادرمم به سوی خدایش بازگشته و پدرم که بیشتر اوقات خارج از کشور"و خیلی کم میبینمش اما باز سپاسگذار پروردگارمم
شاید این روزهایم حال و اوضاع خوب و قشنگی نداره و مشکلات بیش از توانم برای رقم خورده اما باز با توکل به خودش به آینده روشنم امیدوارم
من حمید پسری که در چنین روزی چشم به این دنیا گشود در دیار جنوب و گرما و شرجی طاقت فرسا متولد شد و دوران گذراند تا به این حمید امروزی رسیده است
خدایا پس یاریم ده تا بر مشکلاتم غلبه کنم...
دوستتون دارم
به خدا میسپارمتان...
خدانگهدار...

عشق...
همه چیز "بی علت" می شود ...
و تمام دنیا "علـت" میشود ،
تا "عـشق" را از تو بگیرد ...
تنهائیم...
نبینم دلت گرفته باشه رفیق...بعضی وقت ها همین تنهایی هم لیاقت میخواد

سکوت میکنم...
همیشه میگن سکوت علامت رضاست ، اما من میگم نه ! بعضی وقت ها سکوت میکنی چون اینقدر رنجیدی که نمی خوای حرف بزنی. بعضی وقت ها... سکوت می کنی چون واقعا حرفی برای گفتن نداری. گاهی موقع ها سکوت یه اعتراضه، گاهی موقع هام انتظاره. اما بیشتر وقتها سکوت واسه اینه که هیچ کلمه ای نمی تونه غمی رو که تو وجودت داری، توصیف کنه . . . و من در هجوم این مصیبت سکوت می کنم

بد دلم رو شکستی...
زنــدگـــــــــی تـلـــــــــخـ تــریـــــــــنـ خــــــوابـ مــن اســـتـ ،
خـــســــــــتـــــهـ امـ ؛ خـــســــــــتـــــهـ از ایـــــــنـ خــــــــوابـ بـلـنــــد ...

اگر...
يا بمان و اميد فردايم باش يا ديروزم رو بهم برگردون و برو

جایی میخواهم که دستی نباشد...
"دستم" را بگير
و مرا ببر به دور"دست" هايی که
در "دست"رس هيچ "دستی" نباشم

فریاد سکوت...
کاش مي شد فرياد بزنم… پايان!
دلم خيلي گرفته….!
اينجا نمي توان به کسي نزديک شد! آدمها از دور دوست داشتني ترند...

زندگی...
زندگي قصه مرد يخ فروشي است كه از او پرسيدند:
فروختي؟گفت: نخريدند!! ولي تمام شد
روزی...
روزی میـــرســـد
کـــه
بـــا لبخنـــد تـــو بیـــدار
میشـــوم
ایـــن روز
هـــر زمــان کـــه میخـــواهـد
بــاشـد
فقــطــ بــاشـــــد...
گاهی...
گاهی دل اونقدر تنگ میشه که گریه هم کم میاره
یه حرف ساده ام گاهی چقد غم میاره
خنده تلخ آدمها همیشه از دلخوشی نیست
گاهی شکستن دلی کمتر از آدم کشی نیست

با همین...
دل آدم گاهی چه گرم می شود ...
به یک " دلخوشــی کوچــــــک "
به یک " هستـــــــــــــــــــــم "
به یک " نتــــــــــــــــــــــــرس "
به یک " نـــــــــــــــــــــــوازش "
به یک " آغـــــــــــــــــــــــوش "

می گذرانم...
می گذرانم . .. .
این نداشتن و رفتن ات را ...
این روزهایی که خسته ام و دلخــور ، شب های سخت امتحان ، بعد ازظهرهایِ کافه ، بدونِ تو
نیمکتمان خالی و تنها ...و سیگارهایِ بی تو
عاشقی...
عـــاشـق شدن چــــیــز ســـاده ایست ...
مــــهـم عــــاشــــق مــــانـــدن اســـت ...
بــــــی انـــتـــــــها ...
بــــی زوال ...
تــــــــــا ابــــد ...
بـــــی مــنـّــت ...

دنیای وارونه...
وقتی ارزش ها عوض می شوند، عوضی ها با ارزش می شوند......!!

برو گم شو دیگر برایم هیچ ارزشی نداری...
از تو متنفرم حتی اگر اندازه تمام ستاره های آسمان هم دوستم داشته باشی..
برايت آرزوی مرگ نميکنم چون بايد بمانی و خوشبختی من و بدبختی خود را ببينی..
مانند روزی که رفتی و گفتی ديگر باز نميگردی..!
گریه کردن رو دوست دارم...
سر بروی شانه های مهربانت میگذارم
عقده ی دل میگشایم
گریه ی بی اختیارم
از غم نامردمی ها بغض ها در سینه دارم
شانه هایت را برای گریه کردن دوست دارم

لبخند خدا...
آرزوهايم را
هر روز با خدا مرور مي كنم...
به اسم تو كه مي رسم
خداوند با لبخند نگاهم مي كند...

دلم...
دلـــــم بـــــه بـــــهـــــانه هـــــميـــــشـــــگے گـــــريست
بـــــگـــــذار بـــــگـــــريـــــد وبـــــدانـــــد
هـــــر آنـــــچه خـــــواســـــت همـــــيشه نـــــيـــــست

دریغ از یک نفر...
چقدر دوست داشتم یه نفر ازمن می پرسید
چرا نگاه هایت آنقدر غمگین است
چرا لبخند هایت آنقدر تلخ و بیرنگ است
اما افسوس که هیچ کس نبود
همیشه من بودم و تنهایی پراز خاطره
آری با تو هستم، با تویی که از کنارم گذشتی
و حتی یک بار هم نپرسیدی
چرا چشمهایم همیشه بارانی است

نبودی...
"دل به دلم" که ندادی . . .
"پا به پایم" که نیامدی . . .
"دست در دستم" که نگذاشتی . . .
"سر به سرم" هم نگذار، که قولش را به بیابان دادم . . . !!!




من حمید هستم نویسنده این وبلاگ که امید دارم شما با نظرات و انتقادات سازنده خود من رو در این راه یاری نمائید تا بتوانم انچه شما میخواهید را فراهم کنم