كجايي...

یه شب پر از کنایه با دو چشم پر گریه
کجا موندی تو عزیزم درونم بازم شده غصه
دیگه هر شب گل من دوریت واسم یه سواله
هر شب از خودم میپرسم نکنه اینا همش یه خوابه
واسه تو کم نبودم هر چی که خواستی بودم
اما تو راضی نبودی انگاری من این وسط بازیچه بودم
توی این دل من صدای اه و ناله ، غم وحسرت پر پر شد
دیگه جایی واسه ی گریه ندارم وجودم بی تو پر پر شد
عزیزم حتی عکستم ازم گرفتی دیگه هیچ چی ازت ندارم
تو رفتی و من موندم با یه دنیا پر گریه دیگه حتی رویا ندارم
دیگه واسم راهی نمونده یا بازم تو رو من میبینم
یا از این غصه و ماتم یه شبی زیر بارون من میمیرم…
+ نوشته شده در پنجشنبه یکم اردیبهشت ۱۳۹۰ ساعت 12:56 توسط Tak Boy (Hamid)
|
من حمید هستم نویسنده این وبلاگ که امید دارم شما با نظرات و انتقادات سازنده خود من رو در این راه یاری نمائید تا بتوانم انچه شما میخواهید را فراهم کنم