چرا تنهام گذاشت و رفت...
چرا تنهام گذاشت و رفت...؟
اونی که می خواستم منو تنها گذاشت و رفت...
اونی که می خواستم دلم و شکست وبه پای یک عشق جدید
نشست و چشم روی آرزوم همیشه بست و پشت مه پنجر مون
رها شد...اونی که می خواستم مثل اشک چکید و تو طول راه باز
یه کسی رو دید و به آرزوش انگار دیگه رسید و به خاطر هیچی
ازم جدا شد ...
اونی که می خواستم منو تنها گذاشت و رفت...
اونی که می خواستم دل ازم برید و بین گلا یه گل تازه چید و به
اونی که می خواست رسید و با غم و غصه منو آشنا کرد...
اونی که می خواستم منو برد بهشت و اسم منو رو سردرش نوشت
و بهونه کرد بازی سرنوشت و تو شهر رویاها منو رها کرد...
اونی که می خواستم منو برد از یاد و زد زیر عشقش که یادش نیاد
و مثل همه آدما بی وفا شد...
اونی که می خواستم... اونی که می خواستم...
چرا تنهام گذاشت و رفت...؟
اونی که می خواستم منو تنها گذاشت و رفت...
اونی که می خواستم دلم و شکست وبه پای یک عشق جدید
نشست و چشم روی آرزوم همیشه بست و پشت مه پنجر مون
رها شد...اونی که می خواستم مثل اشک چکید و تو طول راه باز
یه کسی رو دید و به آرزوش انگار دیگه رسید و به خاطر هیچی
ازم جدا شد ...
اونی که می خواستم منو تنها گذاشت و رفت...
اونی که می خواستم دل ازم برید و بین گلا یه گل تازه چید و به
اونی که می خواست رسید و با غم و غصه منو آشنا کرد...
اونی که می خواستم منو برد بهشت و اسم منو رو سردرش نوشت
و بهونه کرد بازی سرنوشت و تو شهر رویاها منو رها کرد...
اونی که می خواستم منو برد از یاد و زد زیر عشقش که یادش نیاد
و مثل همه آدما بی وفا شد...
اونی که می خواستم... اونی که می خواستم...
چرا تنهام گذاشت و رفت...؟
+ نوشته شده در پنجشنبه یکم دی ۱۳۹۰ ساعت 15:25 توسط Tak Boy (Hamid)
|
من حمید هستم نویسنده این وبلاگ که امید دارم شما با نظرات و انتقادات سازنده خود من رو در این راه یاری نمائید تا بتوانم انچه شما میخواهید را فراهم کنم