دلم تنگه...
دلم تنگ است برایت ... به آسمون خاطرات اوج می گیرم ... به لحظه های با تو بودن میرسم ... به لحظه های ناب عاشقی ... نوازشها ... بوسه ها ... حرفهای عاشقونه ... دلم تنگ است برایت ! دوباره اوج می گیرم ... بالاتر ... میرسم به اوج خاطرات ... آه ... خدایا ... او نیست... فقط جداییست ... آری به جدایی میرسم ... به لحظه های تلخ بی تو بودن ... تنهایی ... آوارگی ... دل تنگی ... شکستن ... به لحظه مرگ من ! بر سر قبرم سرکی بینداز ... اینجا قبرستان مردگان است ! دلم تنگ است برایت با تو می خوانم که صدای تو بال پروازست ... با تو می خوانم که زمزمه ات رودخانه ی رازست ... تو با ترانه ی خود گریه میکنی ای نازنین ... بخوان که با تو دل خسته ام هم آوازست ... بخوان که ریزش باران نغمه ی تلخ توست ... برای گریه های من بهترین سر آغازست ... بخوان که من و تو از این عشق رسوا شده ایم ... با تو می خوانم که از این رسوایی یکی شده ایم
+ نوشته شده در یکشنبه نهم مرداد ۱۳۹۰ ساعت 17:13 توسط Tak Boy (Hamid)
|
من حمید هستم نویسنده این وبلاگ که امید دارم شما با نظرات و انتقادات سازنده خود من رو در این راه یاری نمائید تا بتوانم انچه شما میخواهید را فراهم کنم