دل نوشته های من...
خــــــــدایا. خدای من. قربونت برم؟. شبت باز از راه رسیدااااااا.. فداتشم...؟ گریه هامو ببین..؟ یه کوچولو منو دریاب.. به خودت قسم داغونم.. تنهام..خيلي تنها. خــــــدایا امشبم تنهام.. خوشیهام همه واسه اونایی که دوسشون دارم. غمهاشون همه به جون خريدارم ميبيني هيچي نميخوام خدا؟. خــــدایا تنهایی سخته. میخوام خودت صدام بزنی بهم بگی حمید تو تنها نیستی دارم از بالا نگاهت میكنم.. میبینی من گریه نمیکنم اگه بگی شایدم بخندم. پس خدای من دوست دارم تا اون شبی که خودت بیای و صدام بزنی. فقط يه چيزی بگم دير بياي دلمم مثل قالب اين وبلاگ سياه ميشه بيا منتظرتم بيا. دوست دارم دوست دارم ... ...

+ نوشته شده در شنبه پانزدهم مرداد ۱۳۹۰ ساعت 4:17 توسط Tak Boy (Hamid)
|
من حمید هستم نویسنده این وبلاگ که امید دارم شما با نظرات و انتقادات سازنده خود من رو در این راه یاری نمائید تا بتوانم انچه شما میخواهید را فراهم کنم