اشتباه...
آنکس که میگفت دوستم دارد عاشقی نبود که به شوق من آمده باشد
رهگذری بود که روی برگ های پاییزی راه میرفت واین صدای:
خش خش برگ ها..............................
همان آوازی بود که من گمان میکردم میگوید:
دوستت دارم.....................................

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم فروردین ۱۳۹۰ ساعت 12:27 توسط Tak Boy (Hamid)
|
من حمید هستم نویسنده این وبلاگ که امید دارم شما با نظرات و انتقادات سازنده خود من رو در این راه یاری نمائید تا بتوانم انچه شما میخواهید را فراهم کنم