گذر زمان...
زمان می گذرد و در انتهای
راه می فهمی چقدر حرف نگفته در دل باقی ماند
حرفهایی که می توانست راهی به سوی عشق باشد
حرفهای ناتمامی که در کوچه های بن بست زندگی اسیرند
ناگهان لحظه غربت می رسد و تو در میابی که چقدر زود دیر شده

+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم مهر ۱۳۹۰ ساعت 18:56 توسط Tak Boy (Hamid)
|
من حمید هستم نویسنده این وبلاگ که امید دارم شما با نظرات و انتقادات سازنده خود من رو در این راه یاری نمائید تا بتوانم انچه شما میخواهید را فراهم کنم